فراموش کردن

فراموش کردن رنگ چشات...فراموش کردن طرز نگات

فراموش کردن اون خنده هات

فراموش کردن برق چشات

انگار که باید آسون باشه.. اگر تو تونستی من چرا نتونم

خدا کنه دیگه چشات بارونی نباشه

رفتی و با من نموندی ..انگار از عشق جدیدی می خوندی

هر جا رفتی ..هر جا هستی ...پیش عشقت اگه نشستی

قلب من به گل نشسته...دیگه چشماشو بسته

آخرین بند این شعر به عبث ....نوشته

/ 1 نظر / 7 بازدید
نازلی

نفهمیدی امید نا امیدی رها کردی دلم رفتی کجایی؟